باز آمدم چون عیدِ نو تا قفلِ زندان بشکنم . . .

وین چرخِ مردمْ‌خوار را چنگال و دندان بشکنم . . . . .

هفت‌اخترِ بی‌آب را کین خاکیان را می‌خورند . . .

هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم

دو بیت از غزل۱۳۷۵شمس تبریزی